وبلاگ دانش آموزی پیونه سرداریان

دانش آموز کلاس ششم دبستان دخترانه ی تونیان

وبلاگ دانش آموزی پیونه سرداریان

دانش آموز کلاس ششم دبستان دخترانه ی تونیان

در این وبلاگ پروژه های دانش آموزی خود را قرار خواهم داد

آخرین مطالب

۸۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پیونه سرداریان» ثبت شده است

حکایت جالب

در روزگاران قدیم، مرد میانسالی دو زن داشت. یکی از زنها مسن و دیگری جوان بود. هر یک از زنها، شوهرشان را خیلی دوست داشتند و تمایل داشتند که او در سنی متناسب با آنها به نظر آید.

پس از گذشت چند سال، موهای مرد به اصطلاح جوگندمی شد. برای زن جوان این اتفاق خوشایند نبود زیرا شوهرش را خیلی مسن‌تر از خودش نشان می‌داد. بنابراین هر شب موهای مرد را شانه می‌کرد و موهای سفیدش را می‌کَند.

اما سفید شدن موهای مرد، زن مسن تر را خوشحال کرده بود زیرا دوست نداشت دیگران او را با مادر شوهرش اشتباه بگیرند. او هر روز صبح موهای مرد را مرتب می‌کرد و تا جایی که می‌توانست موهای سیاه مرد را می‌کَند. نتیجه این شد که شوهر آن دو زن، بعد از مدت کوتاهی فهمید کاملاً طاس شده است.

------------

اگر به همه خواسته‌های متفاوت و متناقض اطرافیان خود پاسخ دهید بزودی خواهد فهمید که چیزی برای پاسخگویی نخواهید داشت.

کسی که اصول و قواعد را برای تأثیرگذاری، خوشایند یا همراهی دیگران زیر پا گذارد در نهایت به شرایطی خواهد رسید که دیگران در برخورد با او، اصول و قواعد لازم را رعایت نمی‌کنند.

«نه» کلمه‌ای دوحرفی اما یکی از مهمترین کلمات در رهبری، مدیریت و رشد شغلی است. یادگیری «نه» گفتن (در مواقع لزوم)، یکی از مهمترین مهارتهای کاری، سازمانی و مدیریتی است. نه گفتن به معنی نپذیرفتن کار و مسئولیت یا از زیر کار در رفتن نیست بلکه روشی برای کنترل داشتن بر کار و زندگی شخصی و تعادل بین آنهاست به گونه‌ای که هم از عهده وظایف و مسئولیت‌ها به خوبی برآیید و هم رضایت شغلی داشته باشید.

کینه

معلّم یک کودکستان به بچه هاى کلاس گفت که میخواهد با آنها بازى کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدمهایى که از آنها بدشان میآید، سیب زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچه ها با کیسههاى پلاستیکى به کودکستان آمدند . در کیسه بعضیها ٢، بعضیها ٣، بعضیها تا ۵ سیب زمینى بود. معلّم به بچه ها گفت تا یک هفته هر کجا که میروند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند . روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب زمینی هاى گندیده. به علاوه، آنهایى که سیب زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند. معلّم از بچه ها پرسید: «از این که سیب زمینیها را با خود یک هفته حمل میکردید چه احساسى داشتید؟ » بچهها از این که مجبور بودند سیب زمینی هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند. آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: «این درست شبیه وقتی است که شما کینه آدمهایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه میدارید و همه جا با خود میبرید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد میکند و شما آن را همه جا همراه خود حمل میکنید. حالا که شما بوى بد سیب زمینی ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور میخواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟ » پس همیشه سعی کنیم کینه کسی رو به دل نگیریم بلکه به خوبیهای شخص بیشتر بیاندیشیم تا کینه ای از اون به دل بگیریم .

راز صدای صومعه

اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »

رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند.

شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود . صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند:

« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی» .. 


مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.

چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .

راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت کردند ، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند.. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود ، شنید.

صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند:

« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی»


این بار مرد گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا کنم. اگر تنها راهی که من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است که راهب باشم ، من حاضرم . بگوئید چگونه می توانم راهب بشوم؟»

راهبان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یک راهب خواهی شد.»

مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و ۴۵ سال بعد برگشت و در صومعه را زد.

مرد گفت :‌« من به تمام نقاط کرده زمین سفر کردم و عمر خودم را وقف کاری که از من خواسته بودید کردم . تعداد برگ های گیاه دنیا ۳۷۱,۱۴۵,۲۳۶, ۲۸۴,۲۳۲ عدد است. و ۲۳۱,۲۸۱,۲۱۹, ۹۹۹,۱۲۹,۳۸۲ سنگ روی زمین وجود دارد»

راهبان پاسخ دادند :« تبریک می گوییم . پاسخ های تو کاملا صحیح است . اکنون تو یک راهب هستی.

ما اکنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم..»

رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یک در چوبی راهنمایی کرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»

مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود . مرد گفت :« ممکن است کلید این در را به من بدهید؟»

راهب ها کلید را به او دادند و او در را باز کرد.

پشت در چوبی یک در سنگی بود . مرد درخواست کرد تا کلید در سنگی را هم به او بدهند..

راهب ها کلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز کرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت.. او بازهم درخواست کلید کرد .

پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت کبود قرار داشت.

و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.

در نهایت رئیس راهب ها گفت:« این کلید آخرین در است » . مرد که از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز کرد. دستگیره را چرخاند و در را باز کرد . وقتی پشت در را دید و متوجه شد که منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی که او دید واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی بود.

میخواهید بدانید منبع صدا چه بود ؟..........

میخواهید بدانید منبع صدا چه بود ؟..........

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

…..اما من نمی توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید ، چون شما راهب نیستید

حکایت بهلول عاقل

روزی بهلول از مسجد «ابوحنیفه» می‌گذشت، دید خطیب مردم را موعظه می‌کند. ایستاد و به سخنانش گوش داد. او می‌گفت: جعفربن محمد عقیده دارد که کارها با اختیار از بندگان، در صورتی که آنچه از بندگان انجام می‌دهند خواست خداست و انسان از خود اختیاری ندارد. دیگر این که در روز قیامت شیطان در آتش می‌سوزد و حال آن که شیطان از آتش آفریده شده است و آتش هم جنس خود را عذاب نمی‌کند.


دیگر این که خداوند موجود است؛ ولی نمی‌شود او را دید، در صورتی که این دروغ است و هر موجودی دیدنی است.


آنگاه بهلول کلوخی از زمین برداشت و سر خطیب را هدف گرفت و آن را شکست و خون جاری شد، سپس فرار کرد. خطیب نزد خلیفه آمد و از بهلول شکایت کرد.


خلیفه دستور داد بهلول را بیاورند و چون بهلول حاضر شد به او گفت: چرا چنین کردی؟


بهلول گفت: علت را از خود وی سوال کنید. او می‌گوید: بندگان اختیاری ندارند و همه کارها به دست خداست. اگر اعتقاد او چنین است پس سر او را خداوند شکسته و من تقصیری ندارم.


او می‌گوید: جنس از هم جنس خود متاثر نمی‌شود و عذاب نمی‌بیند وقتی انسان از خاک است چرا باید از همجنس خود متاثر و ناراحت شود؟


او معتقد است که هر موجودی باید دیده شود. خلیفه از وی سوال کند که آیا این درد که او از این زخم احساس می‌کند دیده می‌شود؟! این را گفت و از نزد خلیفه رفت.

داستان اهو

صیادی، یک آهوی زیبا را شکار کرد واو را به طویله خران انداخت. در آن طویله، گاو و خر بسیار بود. آهو از ترس و وحشت به این طرف و آن طرف می گریخت. هنگام شب مرد صیاد، کاه خشک جلو خران ریخت تا بخورند. گاوان و خران از شدت گرسنگی کاه را مانند شکر می خوردند. آهو، رم می کرد و از این سو به آن سو می گریخت، گرد و غبار کاه او را آزار می داد.

 

چندین روز آهوی زیبای خوشبو در طویله خران شکنجه می شد. مانند ماهی که از آب بیرون بیفتد و در خشکی در حال جان دادن باشد. روزی یکی از خران با تمسخر به دوستانش گفت: ای دوستان! این امیر وحشی، اخلاق و عادت پادشاهان را دارد، ساکت باشید. خر دیگری گفت: این آهو از این رمیدن ها و جستن ها، گوهری به دست آورده و ارزان نمی فروشد. دیگری گفت: ای آهو تو با این نازکی و ظرافت باید بروی بر تخت پادشاه بنشینی. خری دیگر که خیلی کاه خورده بود با اشاره سر، آهو را دعوت به خوردن کرد. آهو گفت که دوست ندارم. خر گفت: می دانم که ناز می کنی و ننگ داری که از این غذا بخوری.
آهو گفت: ای الاغ! این غذا شایسته توست. من پیش از اینکه به این طویله تاریک و بد بو بیایم در باغ و صحرا بودم، در کنار آب های زلال و باغ های زیبا، اگرچه از بد روزگار در اینجا گرفتار شده ام اما اخلاق و خوی پاک من از بین نرفته است. اگر من به ظاهر گدا شوم اما گدا صفت نمی شوم. من لاله سنبل و گل خورده ام. خر گفت: هرچه می توانی لاف بزن. در جایی که تو را نمی شناسند می توانی دروغ زیاد بگویی. آهو گفت : من لاف نمی زنم. بوی زیبای مشک در ناف من گواهی می دهد که من راست می گویم. اما شما خران نمی توانید این بوی خوش را بشنوید، چون در این طویله با بوی بد عادت کرده اید.

داستان آموزنده

میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود.

 

وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده می بیند.*

 

*وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد کرد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند. پس از بازگشت از نزد راهب، او به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آمیزی کند.همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میکند.

 

پس از مدتی رنگ ماشین، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد.*

 

*مدتی بعد مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید. راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند. او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش میرسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته؟  مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و میگوید :" بله . اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته". مرد راهب با تعجب به بیمارش میگوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام.*

 

*برای مداوای چشم دردتان، تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.

 

برای این کار نمیتوانی تمام دنیا را تغییر دهی، بلکه با تغییر دیدگاه و یا نگرشت میتوانی دنیا را به کام خود درآوری.*

 

نکته:

*تغییر دنیا کار احمقانه ای است اما تغییر دیدگاه و یا نگرش ما ارزانترین و موثرترین روش میباشد.*

به نظر شما اسم این داستان چه می توان گذاشت.

توربین آبی

روش تولید الکتریسیته به وسیله آب

 

1- یک مانع یا سد در سراسر آبراه مقدار جریان و یا بالا آمدن سطح آب را کنترل می کند

 

2- آب درون یک مخزن یا دریاچه مصنوعی ذخیره می شود

 

3- یک دریچه یا مدخل مقدار آب لوله ای که آب تحت فشاررا به توربین می رساند کنترل می کند

 

4- انرژی الکتریکی توسط نیروی آبی به وجود می آید که از میان لوله های پرفشار با سرعت به طرف توربین سرازیر می شود

 

5- این لوله ها برای حمل آب از مخزن به سمت پره های توربین استفاده می شوند

 

6- دریچه آب رودخانه را به سمت پره های توربین هدایت می کند

 

7- قسمتی از نیروگاه مکانی است که آبی که با فشار خارج شده است به رودخانه برگردانده می شود

 

8- توربین شامل پره های بزرگی است که با فشار آب می گرد و میله توربین را نیز به حرکت در می آورد

 

9- با حرکت میله توربین که به ژ نراتور متصل است  ژنراتور نیز به گردش در می آید و برق تولید می کند

 

10- الکتریسیته تولیدی از ترانسفورماتور عبورداده می شود و ولتاژطی مراحلی حرکت کرده و به شبکه برق می رسد

 

11- الکتریسیته در طول یک سری سیم برای تحویل نهایی به مشتریان انتقال داده می شود

 

12- اگر رودخانه به خاطر آبهای جاری یا باران سنگین حاوی مقدارزیادی آب باشد می توان ازطریق سرریزکردن ازمخزن مقداری از آن را آزاد کرد

نیروگاه آبی
برای دیدن انیمیشن روی لینک بالا کلیک کنید

انیمیشن نیروگاه آبی





باران چگونه به وجود مى آىد

وقتی هوای گرم به بالای آسمان صعود می کند، بخار آب را هم همراه خودش به بالا به داخل آسمان می برد. در بالای آسمان، بخار آب سرد می شود و قطره های آب دور ذرات ریز گرد و غبار موجود در هوا تشکیل می شود. مقداری از بخار آب هم به شکل کریستال های ریز یخ منجمد می شود که قطرات آب سرد شده را جذب می کند. قطرات به شکل کریستال های یخ، منجمد می شود و کریستال های بزرگ تری را تشکیل می دهد که ما آنها را برف ریزه می نامیم. موقعی که برف ریزه ها سنگین می شوند، پایین می افتند. برف ریزه ها در مسیرشان رو به پایین با هوای گرم تر برخورد می کنند و ذوب می شوند و به صورت قطرات باران در می آیند.


در آب و هواهای گرمسیری، قطرات ابر با هم حول گرد و غبار یا ذرات نمک دریا ترکیب می شوند. آنها به هم بسته می شوند، از نظر اندازه بزرگ می شوند تا به قدر کافی سنگین شوند که بیفتند. بعضی وقت ها یک لایه هوا در ابرها وجود دارد که دمایش بالای نقطه انجماد یعنی صفر درجه سانتی گراد یا 32 درجه فارنهایت است. اما در  نزدیک به زمین دمای هوا یک بار دیگر زیر نقطه انجماد می رسد. وقتی این شرایط پیش می آید، بخشی از برف ریزه ها در لایه هوای گرم تر در ابرها ذوب می شوند، اما سپس در هوای سرد نزدیک زمین دوباره منجمد می شوند. این نوع بارش، باران نیمه منجمد نامیده می شود. این نوع باران موقعی که به زمین برخورد می کند به بالا می پردآزمایش:


باران گرمسیری بسازید:


سعی کنید که این آزمایش را با نظارت یک فرد بزرگسال انجام دهید.


آب را در کتری چای بجوشانید. بخار را تماشا کنید که بیرون می آید و به داخل هوا می رود (تبخیر). یخ را در داخل قالب فلزی درست کردن کلوچه بگذارید. قالب را بالای بخار کتری نگه دارید و قطراتی که شکل می گیرند را در کف سینی تماشا کنید (تقطیر). همچنان که قطرات از نظر اندازه رشد می کنند، سنگین می شوند و شروع به افتادن می کنند (بارش).


شکل های باران به آب و هوا بستگی دارد.


می دانید چرا قطرات باران این شکلی هستند؟ قطرات باران همین طور که می افتند، هوا روی کف قطرات فشار می آورد و باعث می شود کف آنها پهن و مسطح شود در حالی که بالای قطرات گرد باقی می ماند. کدام یک از این شکل ها شکل قطرات باران است؟

ساعد زدن در والیبال

آموزش تکنیک ساعد



ازاین تکنیک غالبا جهت دریافت توپهایی که ازسرعت بسیاربالایی برخوردارند(مانند توپهای اسپک وسرویس های سنگین ) ویا پاس دادن توپهایی که ازمحدوده شکم وکمر پایین ترهستند استفاده میشود .دقت این نوع پاس (ساعد) نسبت به پاس پنجه اندکی کمتر است ولی باتمرین های اصولی میتوان دقت آنرا بسیار بالابرد...

آموزش مراحل اجرا


 


همانطورکه قبلا گفتم من برای آموزش تکنیکهای والیبال گارد متوسط را انتخاب میکنم یاد آوری این نکته ضروری است که تفاوت های عمده ای بین پاس ساعد وساعد دفاعی است . آموزش زیر اجرای پاس ساعد میباشد.


* برای گارد ساعد اگر ازقسمت پایین شروع کنیم به این نکات خواهیم رسید

* فاصله پاها کمی بیشتر از عرض شانه ها قرارمیگیرد.

* زانوهاخم به اندازه ایکه زاویه بین ران وساق پای جلو تقریبا 90 درجه میباشد.

* یکی ازپاها رابه دلخواه اندکی جلوترقرارمیگیرد .


نکته بسیارمهم :درحین آموزش فرقی ندارد نوآموزکدام پای خودراجلوترقرارمیدهد اماپس ازکسب مهارت کافی بایستی عادت کند تاباتوجه به مناطق مختلف شش گانه زمین پای درست راجلوترقرار دهد.


* ناحیه کمر به سمت عقب کشیده میشود .

* دستها مانندشکل داخل یکدیگر قرارمیگیرد.

* مچ دست به سمت پایین شکسته میشود تاعضلات تاکننده کف دست نماسن شود.

* درناحیه آرنج هیچگونه خمیدگی نبایستی باشد.

* تاجای ممکن شانه هابه سمت بالاوجلو آورده میشود تافاصله بین آرنجها هنگام ضربه به توپ بهم نزدیک تر شود.

* درپشت هیچگونه خمیدگی (حالت قوز) نبایستی باشد .

* نگاه به سمت جلوقرارمیگیرد.

* حرکت دست ها ازنزدیک کمر شروع شده وبه سمت بالامی آید ودرناحیه جلوی کمر وشکم بهترین محل برای ضربه به توپ میباشد.

* هنگام اجرای این تکنیک باتوجه به فاصله هدف تابازیکن میتوان مفاصل مناسب رابکارگرفت .



عوامل مهم دراین نوع پاس:


برای اجرای یک پاس ساعدموفق عوامل متعددی دخیل هستندکه میتوان به برخی اشاره نمود:


اجرای صحیح وسریع گامهای جابجایی: برای رسیدن به پشت توپ (یادرمسیر آن قرارگرفتن) این بخش اهمیت خاصی دارد.اغلب بازیکنان حتی درسطوح باشگاهی وملی نیز ازاجرای درست این قسمت عاجزند به همین دلیل بازیکنان ودرنتیجه تیمهای ما دردریافت های اول یا دفاع داخل میدان دچار آسیب میباشند . این نکته برای افرادی که نقش لیبرودارند اهمیت فوق العاده ویژه ای دارد







اتخاذ یک گاردمناسب برای دریافت توپ :


برای انتخاب گارد خوب بایستی به سرعت – ارتفاع – چرخش توپ دقت تمود

کنترل توپ :


برای دریافت ساعد دومرحله وجودداردکه درادامه به آن خواهم پرداخت دراین قسمت منظور مرحله دریافت میباشد.



ارسال درست :


یک ارسال درست عبارت است ازرعایت این نکته که توپ با ارتفاع مناسب – سرعت مناسب – جهت مناسب دقیقا به محل هدف برسد .


بکارگیری صحیح اهرمهای بدن وعضلات درگیر دراین تکنیک(باتوجه به فاصله هدف تابازیکن )

مراحل اجرای پاس ساعد



مرحله دریافت :


دراین مرحله باید


* بااستفاده ازگام مناسب خود رادرمسیر توپ قرارداد

* باتوجه به ارتفاع توپ یکی ازگاردهای ساعد راانتخاب نمود

* با دقت مسیر توپ راتارسیدن به نزدیک بدن کنترل نمود

* به توپ اجازه داده شود تابه بهترین مکان برای اجرای ضربه برسد ( درناحیه جلوی شکم )

* اهرم هاومفاصل رابرای اجرای یک ساعد خوب آماده نمود.



مرحله ارسال:


* چرخش بدن ازناحیه کمر به سمت هدف (سینه به سمت هدف باشند )

* بااستفاده از حرکت دست توپ رابه سمت هدف ارسال نمود

* بازشدن اهرمهای بدن وحرکت به سمت جلو وانتقال وزن بدن برروی پای جلویی .

* آمادگی برای ادامه بازی


نکته مهم : بهترین محل برای ضربه به توپ با ساعد درناحیه مچ دست وکمی بالاتر ازمحل نصب ساعت برروی دست میباشد. 

زدن پنجه در والیبال

درآموزش پنجه سه محور اصلی مورد بحث قرارمیگیرد:

1-    وضعیت عمومی بدن

2-    وضعیت دستها (قبل -هنگام وپس ازضربه به توپ)

3-    مراحل دریافت وارسال توپ

1- شرح مرحله اول : وضعیت عمومی بدن

اگر به گارد پنجه بادقت نگاه کرده باشید متوجه خواهیدشدکه تفاوتهایی باگارد ساعد درحالت متوسط وجوددارد

1-1 – درگارد ساعد پاها به اندازه تقریبی 5/1 برابر عرض شانه هاباز میشدند حال آنکه درپنجه پاها به اندازه عرض شانه ها (نه بیشتر) ازهم فاصله میگیرند

2-1- درگاردساعد باسن بیشتر ازگارد پنجه به سمت عقب متمایل می شود

3-1- دستها نیز بالاترازسطح شکم قرارمیگیرند

     4-1- درگاردهای ساعد گفته شده بود بازیکن درحال آموزش پای دلخواه رادرجلو قراردهد ولی درتکنیک پنجه قراردادن پای راست درجلو الزامی است .

2- شرح مرحله دوم (وضعیت دستها )

انگشتان دستها بایستی کاملا بازبوده وحالتی کروی به خود بگیرند (دقیقا به اندازه وقالب توپ)

انگشتان شست که باکنارهم قرارگرفتن یک خط رامیسازند بایستی موازی ابروها ودرفاصله مناسب از سر وصورت قراربگیرند . انگشتان نشانه هم درکنارهم قرارگرفته وبا انگشتان شست یک مثلث راتشکیل میدهند

نکته مهم :

برای اینکه بدانیم وضعیت دستها نسبت به سر(ازلحاظ فاصله ) درحالت مناسب قرارداردیانه می توان تست زیرراانجام داد.

هنگام پنجه زدن دقیقا قبل ازعمل ضربه به توپ , دستها راازهم دورکنید تاتوپ ازدرون مثلث پنجه عبورکند وهمزمان بااین عمل, سر, هیچگونه حرکتی نداشته باشد  .اگرتوپ درست به محلی که فوتبالیستها تکنیک هدزدن راانجام میدهند برخوردکرد یعنی فاصله دستها درست قرارگرفته است .

البته پس ازکسب مهارت سطح تماس انگشتان باتوپ کاسته میشود وانگشتان کوچک دیگر هنگام ضربه باتوپ تماس نخواهند داشت.

۳-    شرح مرحله سوم (دریافت وارسال)

مرحله دریافت وارسال درمدت زمان بسیارکوتاهی انجام میشوند بگونه ای که شاید نتوان مرزی بین آنها درعمل قائل شد اما برای آموزش میتوان آنهارابصورت مجزا توضیح داد.

مرحله دریافت :

پس ازرسیدن به محل مناسب (زیر وپشت توپ) بااستفاده ازگامهای درست واتخاذ گاردمناسب , برای تکنیک پنجه آماده میشویم . دراین حالت دستها کاملا به سمت توپ کشیده شده وحالت کروی خودرادارند (آرنجها کاملا کشیده شده اند) . بدون آنکه تماسی بین دستها باتوپ وجود داشته باشد , دستها به اسقبال توپ میروند وتوپ راتانزدیک شدن به سر همراهی میکنند . دراین حالت توپ به نزدیکترین فاصله بادستها وسررسیده وحالت کروی دستها دقیقا توپ رااحاطه کرده اند